الملا فتح الله الكاشاني
459
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شهر بيرون آمد ايشان را گفت كه بايد هيچ كس از شما باز پس ننگرد تا عذاب به او نرسد چون پاره راه برفتند هده عظيمه و آوازى سخت شنيدند هيچكس بازپس ننگريد مگر زن لوط كه بازپس نگريست و گفت وا قوماه و بر ايشان تاسف خورد فى الحال سنگى بر سر او فرود آمد و هلاك شد و اصح آنست كه لوط زن خود را از شهر بيرون نبرد چنانچه در روايت واقع شده كه حقتعالى به او امر كرد كه زن خود را با قوم خود باز گذارد كه ميل او با ايشانست لوط بجهة اين او را با خود بيرون نبرد و بنا بر لا يلتفت بمعنى لا يتخلف است چنان كه از ابن عباس مرويست و بر قول اول نهى اهل بيت از التفات مستلزم امر با التفات زن لوط نميشود بلكه مراد عدم تعلق نهى التفاتست به او بعد از آن بر طريق استيناف بيان علة مستثنى مىكند بقوله * ( إِنَّه مُصِيبُها ) * بدرستى كه رسنده است او را * ( ما أَصابَهُمْ ) * آنچه رسيد بديشان يعنى او نيز چون باقى كفار هلاك خواهد شد لوط از غايت دلتنگى فرمود كى خواهد بود هلاك شدن ايشان جبرئيل گفت * ( إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ ) * بدرستى كه هنگام عذاب ايشان صبح است لوط استبطاء كرد و فرمود كه هنوز تا صبح بسيار وقت است جبرئيل گفت چه تعجيل است * ( أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ) * آيا نيست صبح نزديك يعنى نزديكست * ( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا ) * پس آن وقت كه آمد فرمان به عذاب ايشان جبرئيل را فرموديم تا پر خود را در زير شهرهاى ايشان درآورده برداشت تا بجايى كه اهل آسمان بانك خروس و او از سك ايشان شنودند پس حكم كرديم تا بيفكند و ما بقدرة كامله * ( جَعَلْنا ) * گردانيديم * ( عالِيَها سافِلَها ) * زير آن شهر را زير آن يعنى سرنگون ساختيم در انوار گفته كه جعلنا جواب لما است و حق آن جعلوا عاليها است يعنى ملائكه آن را زير و زبر كردند و اسناد آن به خود فرمود جهة تعظيم امر و تكريم ملائكه * ( وَأَمْطَرْنا عَلَيْها ) * و ببارانيديم بر آن شهرها بعد از سرنگون شدن آنها * ( حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ) * سنگى از گل متحجر سجيل معرب سنگ گل است و آن گليست به آتش پخته شده چون آجر يا سجيل كوهيست در آسمان يا نام آسمان دنيا است يا دريائيست معلق در هوا ميان آسمان و زمين كه از آن حجاره نازل شد يا سجين است كه نام جهنم است يعنى آن سنگباران بر ايشان از آسمان بود يا از دوزخ و آن سنگهايى بود * ( مَنْضُودٍ ) * بر هم نهاده يعنى پى در پى در ارسال بعضى متتابع و بعضى ديگر چون اقطار امطار يا معد براى عذاب ايشان ماخوذ از نضد اذا اعد و با ملصق بهم * ( مُسَوَّمَةً ) * در حالتى كه نشان كرده شده بود بخطوط سياه و سفيد يا سياه و سرخ